آرش الهوردی » یادداشت » نامهای به سام مقدم
هنوز که گریه نکرده بودم
اما هیچ وقت این همه عاشق اشکهایم نبودم
احساس جسمی می کرد تمام اشکها و به من نگاه هیزی داشت
می دانستم لب که به آنها بدهم می روم جهنم اما به جهنم
یعنی نباید به کنارم شک می کردم؟
همه نور ها در آن منعکس می شد
نوری که سیاه بود... سایه نبود فقط نوری سیاه که لمسم می کرد
شکلی میانی گرفته بود با گودی های عجیب
به من چه که گریه ام گرفته بود
به من چه که باکره بود
اول ترکید بعد حامله بود بعد ترکید.... شور بود
اما از وسط خشکش زد نَمی که درش مردانگی انکار می شد
حالم بهم می خورد می خواستم گریه کنم
به من چه که اشک هایم حشری شده بود
به من چه که مرد گریه نمی کند
به من چه که مادرم مرد می خواست
از وسط با فشار و بعد این وسط تاریکی جای خودش را باز کرده بود
دیوانه که نبودم .... نمی خواستم مرد باشم دلم گریه می خواست
دیوانه بازی می خواستم چه کار؟....
به من چه که دیگر مرد نیستم
به من چه تیغ تیز بود
هنوز دردم تمام نشده
این شب کمی بیشتر از پنج روز طولانی تر نقطه
نمی خواهم بخوابم
هنوز هیچ وقت این همه عاشق اشکهایم نبودم
این همه فرشته اینجا شد چه کار
چرا کتک می خورم
به من چه همه قرص ها تلخ است
به من چه که دوست ندارم بخوابم
این همه درد که مرد نباشم
حالا می خواهم کمی گریه کنم
حتی اگر جهان ممنوعه ات خراب شود خدا
سام مقدم
خوانش کوتاه شعرتو سام مقدم!
تخیل رفتن به جهنم برای گناه زنا گون متن تواز ترس خدا و جهان تابویی او نیست بلکه از ترس لو رفتن و آشکار شدن عدم مردانگی کاراکتر توست چون تو نمی توانی بااشک های حشریت که امشب سرو گوششان بدجوری می جنبد مجامعت کنی.اطرافت پر از زن و دختراست،زنان شک آور،نور سیاه،شکل میانی، گودی های عجیب،اشک های باکره،این همه فرشته،نمی که درش مردانگی انکار می شود،می خواستی گریه کنی،گریه بکنی،گریه را یا اشک را اما نتوانستی.همه چیز شعر تو این است «نتوانستی» و تو مدام سوال می کنی که «چرا نتوانستم خدا؟»و شاید احتمالا تبدیل به زن می شوی.حالا یک کنش لزبینی صورت می گیرد بین زن(من) و اشک .کنشی که همیشه از وسط خشکش می زند و به ارگاسم نهایی نمی رسد چیزی در مایه های یک پرفورمنس.متن تو بر لب تیغ حرکت می کند و امکان فراوانی دارد که به دره ابژکتیو قطعی پرت شود مثلا وقتی که می نویسی« حتی اگر جهان ممنوعه ات خراب شود خدا»و دیگر اینکه احساس خلائی از رمانتیک بازی های اشکی و چیپ پارودیک در آن دیده می شود،غلظتی نرم و پارودیک ،مثلا بیشتر از غلظت« به من چه که اشک هایم حشری بود» یا«چرا کتک می خورم» و«حالا می خواهم کمی گریه کنم» که گریه کنی و زیبایی شناسی ضعف تو سیخم کند سام مقدم!